سایه
مغرورم اما نه آنچنان که بر آستان ِ عشق سر نسایم. بیتابم اما نه آنچنان که در رفتن لحظهای درنگ کنم، هرچند پای ِ رفتنم نیست. سالهاست سایهای در همین حوالی پرسه میزند، حوالی ِ خانهی تان. این سایه را هرگز نخواهی دید. هنوز در چشمان ِ من، تو چو خورشیدی. تا میتابی پس ِ [...]

